تبلیغات
پایگاه اشعار محمدی

پایگاه اشعار محمدی
شعر درباره پیامبر حضرت محمد (ص)

ای امت رسول، قیامت به پا کنید

لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید

در ماتم پیمبر و تنهایی علی

باید برای حضرت زهرا دعا کنید

داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم

حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

×××

ختم رسل به سوی جنان می‌کند سفر

جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر

ریزید خون ز دیده که در آخر صفر

کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر

دریای اشک، ملک خداوند سرمد است

بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است

×××

جان جهان ز پیکر هستی جدا شده

خاموش، شمع محفل نورالهدی شده

ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب

واویلتا عزای رسول خدا شده

عالم ز دود فتنه سیه‌پوش می‌شود

حقّ علـی و آل، فـراموش می‌شود

×××  

باور کنید قامت حیدر خمیده است

رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است

باور کنید بغض حسن مانده در گلو

خونِ ‌دل حسین به صورت چکیده است

خورشید، رنگ باخته و روز، چون شب است

یک کربلا غـم است که در قلب زینب است

×××

سوگ رسول یا که غم بی‌نهایت است

یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است

تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم

او را هوای حمله به بیت ولایت است

امت پس از نبـی ره طغیان گرفته‌اند

با دست فتنه دامن شیطان گرفته‌اند

×××

پیغمبری که دست دو عالم به دامنش

با آن که آب غسل نخشکیده بر تنش

آزرد باغ لاله‌اش از نیش خارها

دیدند حمله‌های خزان را به گلشنش

اجر رسالتش چه قَدَر ظالمانه بود

بـر دست دخترش اثر تازیانه بود

×××

مردم درِ سرای علی را نمی‌زنند

جز با لگد به بیت ولا پا نمی‌زنند

سلمان کجاست؟ بوذر و عمار کو؟ چرا

اینان سری به حجرۀ زهرا نمی‌زنند

دیگر مدینه داده ز کف شور و حال را

کس نشنـود صــدای اذان بــلال را

×××

ای آسمان بگرد و دل از غصه چاک کن

خود را نهان چو جسم پیمبر به خاک کن

دستی برون ز خاک کن ای ختم انبیا

اشک غم حسین و حسن را تو پاک کن

بی‌تو جهـان دچـار بلایی عظیم شد

بردار سر ز خاک! که زینب یتیم شد

×××

افتاده پشت سر همه آیات ذوالجلال

قرآن چو حرمت نبوی گشته پایمال

اجر نبی به کشتن زهرا ادا شود

زهرا زند به پشت درِ خانه بال‌بال

حامی دین و یار ولی کیست؟ فاطمه

اول شهیـد راه علـی کیست؟ فاطمه

×××

یارب! به اشک چشم علی، خون فاطمه

آن فاطمه که عرش خدا راست قائمه

بیش از هزارسال، شب و روز و ماه و سال

دارد به این دعا همه شب شیعه زمزمه

با تیغ مهدی‌اش دل ما را صفا بده

بـر سینـۀ شکستـۀ زهـرا شفا بده

×××

اسلام، سرشکستۀ اعدا نمی‌شود

مهر علی برون ز دل ما نمی‌شود

درمان زخم سینۀ مجروح اهل‌بیت

جز با ظهور مهدی زهرا نمی‌شود

«میثم» هماره باشدش این ذکر بر زبان

عجّــل علـی ظهـورک یا صاحب‌الزمان




طبقه بندی: غلامرضا سازگار،
برچسب ها: شعر، غلامرضا سازگار، پیامبر، حضرت محمد،
[ سه شنبه 15 فروردین 1391 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ نورانی شیرازی ( نصرتی ) ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)

اللّهمّ یا نور صلّ علی سیّدنا و مولانا
ابی القاسم محمد
و علی آله الطّاهرین و اصحابه العظام
و عجّل فرجهم هو حبیب الله انّه مصطفی
و انّه احمد و انّه محمود و انّه امین
و هو خاتم و سیّد المرسلین

ایمیل جهت دریافت اشعار:
ashaarreside6@gmail.com

پروفایل :
http://golhaymohamady.mihanblog.com/extrapage/1
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه